مصحف حضرت فاطمه سلام الله عليها
مصحف حضرت فاطمه سلام الله عليها فراتر از شناخته هاى بشرى

درباره مصحف فاطمه عليهاالسلام پرسشها و ابهاماتى وجود دارد؛ آيا همان گونه که از عنوان "مصحف" بر مى آيد، قرآنى ويژه حضرت زهراعليهاالسلام بوده، يا کتابى در موضوعى ديگر است؟ اگر جواب فرض دوم است، آيا خود حضرت آن را نوشته يااملاء کرده اند؟ محتواى آن چيست؟ آيا آداب و اخلاق است يا تشريع و فقه؟ اکنون اين کتاب کجاست؟
پيش از پاسخ به هر سوال، پرسش اساسى اين است: آيا اين مصحف، اصل و اعتبارى دارد؟ آيا از طريق معتبر، وجود آن ثابت شده است؟ جواب اين پرسشها از روايات مربوط به اين موضوع به دست مى آيد. البته بيان اين روايات مختلف است؛ بعضى محتواى مصحف را احکام حلال و حرام مى دانند، در حالى که ديگران مى گويند اصلاً چنين احکامى در بر ندارد. برخى مى گويند ديکته کننده آن پيامبر صلى الله عليه وآله بوده، در حالى که بعضى جبرئيل را گوينده آن مى دانند، که در اين صورت بايد به اين پرسش پاسخ گوييم که آيا جبرئيل با شخصى که پيامبر نيست، سخن مى گويد؟ و اگر چنين باشد، به چه نحو با حضرت فاطمه عليهاالسلام سخن گفته است؟ مگر پس از وفات پيامبرصلى الله عليه وآله، وحى قطع نشده بود؟
به هر روي، پرسشهاى بسيارى در اين زمينه وجود دارد، که پاسخگويى به آن، مورد اهتمام اثر حاضر است و در آن، به پژوهش در اين باره خواهيم پرداخت. (1)
● مصحف فاطمه چيست؟
شايع ترين پرسش درباره اين مصحف، عنوان جنجال برانگيز و شبهه ناک آن، يعنى "مصحف" است؛ زيرا چنين برمى آيد که اين مصحف، قرآن خاصى است. اما اگر به روايات بنگريم، مى يابيم اين مصحف حتى يک آيه در بر ندارد و برخى ناآگاهان، همين که نام مصحف را شنيده، پنداشته اند مصحف يعنى قرآن، حتى برخى به قم آمده، در پى ديدن اين مصحف - و به زعم خود "قرآنى ديگر" - بوده اند؛ اما وقتى با واقعيت مواجه شده و دريافته اند شيعيان قرآنى جز آنچه نزد ديگر مسلمانان هست، ندارند، از اتهامات بر ضد اماميه شگفت زده شده اند.
بسيارى از برادران اهل سنت مى پندارند شيعه، قرآنى ديگر- جز قرآن موجود - در اختيار دارد! و گمان کرده اند مصحف فاطمه عليهاالسلام همان قرآن است! اين پندار حتى در مطبوعات دنياى عرب نمايان شده است؛ براى نمونه روزنامه"آخرخبر" در سودان در تاريخ ششم رجب 1416 مقاله اى را درج کرده و مدعى شده است، شيعيان قرآنى ديگر به نام مصحف فاطمه دارند!
کار چنان بالا گرفته که حتى خود شيعيان باور کرده اند که مصحف فاطمه، قرآنى ديگر است، از اين رو بر آمده اند تا روايات اين کتاب را کم اهميت جلوه دهند، در سند آن ترديد کنند.
بايد اذعان کرد وجود مصحف فاطمه ثابت شده و راهها و اسناد درستى براى اثبات آن وجود دارد؛ اما مى بايست به پيرايه ها و شائبه هاى پيرامون آن پاسخ داد، بويژه که تاکنون اثر مستقلى در اين باره چاپ و منتشر نشده، فقط به صورت ضمنى بدان پرداخته اند.
برخى احاديث که درباره مصحف فاطمه عليهاالسلام آمده، با همين واژه (مصحف) است، از اين رو به پندار مزبور دامن مى زند؛
از جمله: محمدبن مسلم از امام جعفر صادق عليه السلام روايت مى کند؛
" فاطمه مصحفى از خود به جا گذاشت،[اما امام مى افزايد:] که قرآن نيست." (2)
على بن سعيد از امام صادق عليه السلام روايت مى کند:
«و عندنا والله مصحف فاطمه ما فيه آية من کتاب الله؛ به خدا سوگند! مصحف فاطمه نزد ماست [و امام مى افزايد] و در آن حتى يک آيه از کتاب الله نيست.» (3) امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
«فيه مثل قرآنکم هذا ثلاث مرات؛ در آن [مصحف] سه برابر اين قرآن، مطلب هست.» (4)
برخى گمان کرده اند از آن رو که "مصحف" واژه اى خاص قرآن است، اگر گفته (الجامع للصحف المکتوبة بين الدفتين) (5) "صحف" جمع صحيفه به معناى ورق و برگ است که بر آن بنويسند. "دفتان"، تتنيه "دفه" به معناى جنب و کنار هر چيز است. "دفتاالمصحف" يعنى جلد رو و پشت کتاب.(6) بنابراين مصحف، چند برگ دارد، نه يک برگ، ولى گاه کتاب مى تواند بيش از يک برگ نداشته باشد، نيز مصحف مى بايست ميان دو جلد باشد، که برگها(صحف) را در برداشته باشد. (7)
در نتيجه بايد گفت "مصحف" به معناى کتاب مجلد و شامل هر کتابى مى شود و اختصاص به قرآن ندارد، گو اين که معناى مشهور مصحف، قرآن است. پس از نظر لغوى نمى توان گفت مصحف به معناى قرآن است.
ترديد نيست که واژه مصحف به معناى قرآن بسيار به کار گرفته مى شود، اما نمى توان گفت "علم" براى قرآن است، بلکه شهرت مصحف، قرآن است گر چه در سنت به معناى قرآن است مانند روايات زير:
پيامبر فرمود: «من قرأ القرآن فى المصحف کانت له الفا حسنه ...، هر که قرآن را که مصحف [ يک جا جمع آوري] شده بخواند، دوهزار خوبي، پاداش دارد.»(8)
باز فرمود: «اعطوااعينکم حظها من العبادة، قالوا: و ما حظها من العبادة يا رسول الله ؟، قال: النظر فى المصحف والتفکر فيه ...؛ بهره چشمهايتان از عبادت را بدهيد. پرسيدند: بهره چشمها از عبادت چيست؟ فرمود: نگاه به مصحف و انديشه در آن...» (9)
● نظريات گوناگون درباره مصحف
تا آنجا که مى دانيم هيچيک از علماى شيعى و سنى بر مصحف فاطمه عليهاالسلام دست نيافته اند، بلکه با بهره گيرى از احاديث مربوط به اين موضوع، تا اندازه اى به محتوا، املاء کننده و نويسنده آن آشنا شده اند. از اين رو پژوهش جامع و فراگير در اين باره وجود ندارد.
برخى گفته اند: مصحف آن حضرت در بردارنده امثال و حکم و مواعظ و اخبار و عجايب است، و امير مومنان آن را نوشته و تقديم حضرت فاطمه کرده، تا تسلى بخش ايشان در مرگ پدر باشد. (10)
بعضى معتقدند: اين مصحف، شامل احکام تشريعي، اخلاقى و آنچه در زمان آينده پيش مى آيد، است و حضرت فاطمه عليهاالسلام آن را از شنوده هاى پدر و شوهرش جمع آورى کرده است. (11)
سيد محسن امين بر اين عقيده است که حضرت دو مصحف دارند، که يکى الهام پروردگار و ديگرى فرمايشات رسول خدا صلى الله عليه وآله به حضرت زهرا است. (12)
همان گونه که گفته شد، تعدد اقوال درباره محتواى مصحف، به سبب احاديثى است که در کتابهاى مختلف پراکنده است و هيچ دليل عقلى يا تحليل نظرى ندارد؛ زيرا مستند بحث و پژوهش، رواياتى است که در يک باب گردآورى نشده و در کتب گوناگونى است.
چنان که برخى اخبار از کتابهاى حضرت زهرا عليهاالسلام سخن مى گويد، هيچ يک عنوان مصحف را بازگو نمى کند. از اين رو برخى پنداشته اند مصحف همان است که در اخبار آمده و اين سبب اختلاف نظر شده است. البته اين احاديث، سخن از کتابهاى حضرت فاطمه عليهاالسلام مى کند، نه تنها از مصحف ايشان. از اين رو شايسته مى نمايد به ديگر کتابهاى منسوب به ايشان اشاره شود، تا از ميان آنها به مصحف دست يابيم.
1- کتاب اخلاقى
در احاديث شيعه و سني، کتابى با اين عنوان ذکرنشده، بلکه در کتابها به مضمون آن اشاره شده است.
خرائطى از مجاهد نقل مى کند: ابى بن کعب به ديدار فاطمه - رضى الله عنها، دختر محمد، صلى الله عليه وسلم - رفت. فاطمه به او کتابى پوشيده در شاخه هاى درخت خرما نشان داد، که در آن نوشته شده بود: هر کس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، با همسايه اش به نيکى رفتار کند. (13)
از روايات ديگرى که درباره اين کتاب است، بر مى آيد که اين حديث، گزيده اى از حديث ديگرى است که شيخ کلينى آن را در اصول کافى به نقل از امام صادق عليه السلام آورده است. (14)
"ابوجعفر محمد بن جريربن رستم طبري" از علماى قرن چهارم نيز اين حديث را - با ذکر بيشتر- در کتاب دلايل الامامه آورده است. (15) ظاهراً کسانى که گفته اند مصحف فاطمه در بردارنده معارف و اخلاق و آداب است، اين احاديث را ديده اند.
2- کتاب تشريعى
کتابى با چنين عنوانى نيز در احاديث ذکر نشده است؛ ولى امام صادق عليه السلام در پاسخ به پرسشهاى کارگزار منصور- خليفه عباسى - در مدينه آنچه را مى فرمايد، مستند به اين کتاب مى کند. (16)
از اين رو دريافت مى شود که حضرت فاطمه داراى کتابى در احکام شرعى بوده است.
علامه سيد محسن امين اين کتاب را مصحف فاطمه دانسته (17)
ولى بايد گفت رواياتى وجود دارد و ذکر خواهد شد که مى گويد مصحف حضرت در بردارنده احکام حلال و حرام نيست، و اگر چنين احکام فقهى ذکر شده، در مصحف و روايتى ديگر از حضرت فاطمه عليهاالسلام است، که از پدر بزرگوارش پيامبر اسلام نقل کرده است. (18)
3- لوح فاطمه
لوح به صفحات پهن چوبى يا استخوانى گفته مى شود، که در فارسي، تابلو يا تخته ناميده مى شود.
وجود اين لوح در بسيارى از احاديث ذکر شده؛ زيرا در بردارنده نام امامان شيعه است.
ابوالفتح کراجکى (متوفى449هـ.) معتقد است: تمامى شيعيان در صحت محتواى اين لوح اتفاق نظر دارند. (19)
محتواى لوح يکسان گزارش نشده و سندهاى گوناگونى دارد. کلينى به نقل از جابر بن عبدالله انصارى چنين مى گويد:
«دخلت على فاطمه عليهاالسلام و بين يديها لوح فيه اسماء الاوصياء من ولدها، فعدت اثنى عشر، آخرهم القائم، ثلاثة منهم محمد و ثلاثة منهم علي.» (20) مقصود از "ثلاثة منهم علي" با شمار امامانى که به نام "على"اند، همخوانى ندارد، زيرا اينان چهار تن اند: [امام رضا] و على بن محمد[امام هادى] حال چگونه روايت را تصحيح و درست کنيم؟
پاسخ نخست: بگوييم ضمير "منهم" به "ولدها" برمى گردد، در اين صورت مقصود "سه على" است که فرزند فاطمه اند و راوى در صدد ذکر نام امام على عليه السلام نيست.
دوم: ناسخ اشتباه کرده، اصل "اربعة منهم علي" است. مويد اين سخن، روايت ابى الجارود از ابو جعفر عليه السلام است که "اربعة" دارد. (21)
سوم: ضمير "منهم" به "اثنى عشر" برگردد و اگر راوى نگفته و "اربعة منهم" چون نام امام على در لوح نيامده، لقبش ذکر شده است، چنان که در روايت لوح به نقل از ابوبصير مى بينيم. (22) در کتاب کمال الدين و تمام النعمة از شيخ صدوق مضمون اين لوح ذکر شده است. (23) محتواى اين لوح - و به نظر برخى خود لوح - هديه خدا به پيامبر بوده است که پيامبر آن را به حضرت فاطمه عليهاالسلام بخشيد. (24)
4- وصيتنامه
در روايات متعدد و با سندهاى مختلف آمده است: حضرت زهرا عليهاالسلام کتابى از خود به جا گذاشت که وصايايش را در آن نوشته بود. (25) اين وصايا، امور شرعى - از جمله تکليف هفت باغى که توسط رسول الله صلوات الله عليه وقف آن حضرت شده بود- نيز توصيه ها و امور سياسى بود. (26)
از جمله وصاياى سياسى حضرت، عدم حضور برخى در تشييع جنازه ايشان، معلوم نکردن محل دفن و ... است.
اين وصايا از شمار مطالبى است که در مصحف فاطمه عليهاالسلام وجود داشته است. برخى گفته اند امام على عليه السلام اين وصايا را پس از درگذشت حضرت زهرا عليهاالسلام بر بالين وى يافت. (27)
5- مصحف فاطمه عليها السلام
وجود اين کتاب نيز در روايت مختلف با سندهاى متعدد ذکر شده است. همان گونه که گفته شد پرسشهايى در باره اين کتاب وجود دارد؛ از جمله: چه کسى اين کتاب را املاء کرده؟ نويسنده آن کيست؟ محتواى آن چيست؟ آيا در اين کتاب اشاره به تحريف قرآن شده؟ هم اکنون اين کتاب کجاست و در دست کيست؟ و...
● اعتبار روايات مصحف فاطمه عليهاالسلام
شايد مهمترين پرسش درباره مصحف، صحت و اعتبار روايات آن است؛ زيرا ديگر پرسشها پس از روشن شدن اعتبار روايات اين کتاب مطرح مى شود. از اين رو در ابتد بايد وارد اين بحث شويم.
● عنوانى که باعث فهم اشتباه شده است
گفتيم عنوان "مصحف فاطمه" گاه باعث اين توهم مى شود که قرآنى ويژه حضرت زهرا عليهاالسلام وجود داشته است، همچنان که از "مصحف عبدالله بن مسعود" و "مصحف عايشه" و يا "مصحف ابى بن کعب" بر مى آيد، ولى همان طور که بررسى کرديم، پندار مزبور زدوده شد و فهميديم مصحف، منحصر در قرآن نيست.
همچنين گفتيم اين کتاب در بردارنده هيچ آيه اى نيست؛ لذا به معناى قرآن يا در موضوع قرآنى نيست. نيز در ضمن سخنان گذشته اشاره شد اين کتاب توسط آن حضرت، املاء نشده و از اين رو به آن "مصحف فاطمه" گفته اند که هديه اى الهى به ايشان بوده است. بنابراين نويسنده يا گوينده اين سخنان کيست؟ اگر محتواى اين مصحف، قرآن نيست، چه چيز در آن يافت مى شود؟ حجم اين کتاب چقدر است؟ و...
● نويسنده مصحف
روايات بسيارى وجود دارد که در آن، حضرت على عليه السلام به عنوان نگارنده مصحف معرفى شده؛ از جمله امام صادق عليه السلام در جواب سوال "حماد بن عثمان" مبنى بر اين که نويسنده مصحف کيست، مى فرمايد:
«فجعل اميرالمومنين يکتب کلما سمع حتى اثبت من ذلک مصحفا؛ امير مومنان هر چه را مى شنيد، مى نوشت، تا اين که به صورت کتابى در آمد.» (28)
اما ابن رستم طبرى در دلائل الامامه روايتى نقل مى کند که: مصحف فاطمه، از آسمان، مکتوب نازل شد و املايى نبود تا امام على کاتب و نگارنده باشد؛ (29) اما مى بايست گفت:
1- نزول مصحف ، نه به معناى فرستادن مصحف و کتاب است، بلکه گفتن محتوا و پيام است، و مانعى ندارد که امام على در هنگام نزول فرشتگان حاضر بوده و مطالب را بنويسد. گر چه اين توجيه بسيار بعيد مى نمايد.
2- شايد تنها راه حل، نپذيرفتن روايت طبرى باشد؛ زيرا سند آن ضعيف است. ميان راويان "جعفر بن محمد بن مالک فزاري" است که "نجاشى" وى را ضعيف در حديث و فاسد المذهب والرواية مى داند. (30) ديگران نيز وى را تخطئه کرده اند. (31)
● املاء کننده و گوينده احاديث
1- خداى تعالى
برخى گفته اند گوينده سخنان موجود در مصحف، خداوند است. امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
«انما هو شيء املاها الله و اوحى اليها؛ مصحف فاطمه نزد ماست... و خداوند آن سخنان را فرموده و بر حضرت فاطمه الهام کرده است.» (32)
عبارت "املاها الله" احتمالا اشتباه ناسخ باشد و درست "املاء الله" است که ضمير به "شيء" بر مى گردد؛ يعنى خدا آن را فرموده است، يا مى توان گفت "املاها عليهاالله" بوده که مفعول "ضمير غايب مذکر حذف شده، ضمير دوم (ها) به فعل (املا) چسبيده است. اما اين توجيه مشکل است و احتمال نخست ترجيح دارد.
اين گونه الهام براى مادر حضرت موسى نيز وجود داشته، در سوره قصص، آيه 7 آمده است؛ «و اوحينا الى ام موسى؛ به مادر موسى الهام کرديم...»
2- فرشته (ملک)
بعضى معتقدند اين سخنان از فرشته اى است. اين احتمال در حديثى به نقل از امام صادق عليه السلام آورده شده است:
«فارسل الله اليها ملکا يسلى غمهاو يحدثها» (33)
3- جبرئيل
در صحيحه ابوعبيده از امام صادق عليه السلام است که سخنان از آن جبرئيل است: «و کان جبرئيل ياتيها فيحسن عزاءها على ابيها و يطيب نفسها و يخبرها عن ابيها و مکانه و يخبرها بما يکون بعدها فى ذريتها...»(34)
4- رسول خدا
امام حسين عليه السلام مى فرمايد:
" مصحف فاطمه نزد ما است. به خدا سوگند! يک حرف از قرآن در آن نيست. سخنان اين مصحف از آن رسول الله و خط على عليه السلام است". (35)
بنابراين حديث، گوينده سخنان اين مصحف، رسول الله (فرستاده خدا) است. علامه مجلسى در ذيل اين حديث مى گويد: مقصود از فرستاده خدا، جبرئيل است. همچنان که در آيات بسياري، به ملائکه، رسولان خدا گفته شده است. (36)
چه بگوييم سخنان اين مصحف از خداست يا جبرئيل، تفاوتى ندارد، زيرا خداوند به واسطه جبرئيل، اين احاديث را فرموده؛ ولى نمى توانيم معتقد باشيم مقصود از "رسول الله" پيامبراسلام است؛ زيرا روايات بسيارى تصريح دارد سخنان اين مصحف پس از وفات رسول الله صلى الله عليه و اله و در تسلاى وفات آن حضرت، براى حضرت فاطمه عليهاالسلام گفته شد.
گو اين که احتمال دارد حضرت فاطمه عليهاالسلام دو مصحف داشته که يکى سخنان رسول الله و ديگرى سخنان جبرئيل بوده. يا ممکن است بگوييم مصحف فاطمه، يک کتاب بود ولى شامل دو بخش؛ سخنان رسول الله و سخنان جبرئيل بوده است. سيد محسن امين در کتاب ارزشمند اعيان الشيعه معتقد به گفتار نخست است. (38)
آنچه اين گفته را درست تر مى نمايد، اين است که حضرت داراى دو کتاب ديگر، يکى در اخلاق و ديگرى در تشريع است. پس مى توان گفت مصحف فاطمه، به املاى رسول الله بوده، به ويژه رواياتى که مى گويد جبرئيل املاء کرده، احکام شرعى را نگفته است. پس اگر حضرت فاطمه عليهاالسلام کتابى در احکام شرعى داشته، روشن مى شود رسول الله آن را به ايشان آموخته و گفته است.
پس از اين که دانستيم سخنان اين مصحف از پروردگار به واسطه جبرئيل، و نويسنده آن امام على عليه السلام است، اين پرسش پيش مى آيد که چرا به حضرت فاطمه عليهاالسلام منسوب شده است؟ به رغم آن که حضرت نه گوينده و نه نگارنده آن است!
در پاسخ بايد گفت: اين سخنان براى حضرت فاطمه و براى تسلاى خاطر او نازل شد، از اين رو مصحف، منسوب به حضرت فاطمه است. نظير اين امر در انتساب تورات به حضرت موسى عليه السلام و انجيل به حضرت عيسى عليه السلام و زبور به داوود عليه السلام ديده مى شود. همچنان که در قرآن مى خوانيم: "صحف ابراهيم و موسى." (39) با اين که اين مصاحف از آن خداست، اما چون بر پيامبرى نازل مى شد، به نام او خوانده مى شد.
● محتواى مصحف فاطمه عليهاالسلام
روايات مختلفى درباره محتواى مصحف فاطمه عليهاالسلام وجود دارد؛ برخى از اين روايات مطالبى را نفى و بعضى ديگر مطالبى را اثبات مى کند که از اين قرار است:
● محتواى نفى شده
با توجه به روايات اهل بيت عليهم السلام در مى يابيم که مصحف فاطمه عليهاالسلام شامل بر دو قسمت يعني؛ قرآن و ديگرى احکام شرعى نيست. اين روايات با تعبيرهاى زير آمده است:
قرآن نيست (ماهو قرآن)؛ (40) گمان نمى کنم قرآن باشد ( ما ازعم انه قرآن)؛ (41) چيزى از قرآن در آن نيست (ليس فيه شى من القرآن)؛ (42) چيزى از کتاب الله در آن نيست (ما فيه شى من کتاب الله)؛ (43) آيه اى از کتاب الله در آن نيست ( ما فيه آية من کتاب الله)؛ (44) حرفى از قرآن در آن نيست (ما فيه حرف من القرآن) (45) و يک حرف از قرآن موجود در آن نيست (ما فيه من قرآنکم حرف واحد) (46)
علامه مجلسى در بحارالانوار به نقل از کتاب خطى جوامع الفوائد حديثى را به نقل از ابوبصير چنين نقل مى کند: امام صادق عليه السلام اين آيه را چنين خوانده: «سئل سائل بعذاب واقع للکافرين (بولاية علي) ليس له دافع» آن گاه امام فرمود: در مصحف فاطمه چنين است." (47)
اما بايد گفت اين حديث معتبر نيست چرا که در راويان آن نام محمد بن سليمان ديلمى وجود دارد که رجال شناشان وى را موثق ندانسته در نتيجه حديث وى را ضعيف شمرده اند. (48) چنان که با روايات بسيارى که مى گويد مصحف فاطمه هيچ آيه و يا حتى حرفى از قرآن در بر ندارد، ناهمگون است.
در منابع، از جمله آنچه "محمد ابو زهره" در کتابش نوشته، آمده که مصحف فاطمه چيزى از قرآن ندارد. (50) از اين همه تاکيد و تکرار بر نفى وجود مطالب قرآنى در مصحف فاطمه در مى يابيم که در زمان امام باقر و امام صادق عليهماالسلام مصحف، به معناى قرآن مکتوب بود. اما چرا امامان به آن مصحف فاطمه و نه کتاب فاطمه مى گفتند؟ اگر کتاب مى گفتند ديگر نيازى به اين همه ياد آورى و آگاهى نداشت!
در پاسخ بايد گفت: از آن رو که مصحف حضرت، بدين نام از آغاز خوانده مى شد و در آن هنگام به معناى قرآن نبود، در زمانهاى بعد نيز همين اسم تکرار مى شد. امام على عليه السلام کتاب فاطمه را مصحف ناميد: «و لقد اعطيت زوجتى مصحفا فيه من العلم ما لم يسبقها اليه احد؛ به همسرم مصحفى مشحون از علم داده شد که به کسى اين دانشها داده نشد." (49)
حتى اگر بپذيريم نام مصحف بعدا و در زمانى که مصحف به معناى قرآن بود، بر کتاب فاطمه نهاده شد، براى آن بود که بفهمانند ميان مصحف فاطمه و مصحف قرآنى مشابهت هست، زيرا هر دو توسط جبرئيل نازل شده اند، گر چه در محتوا متفاوتند.
● مصحف، احکام شرعى را در برندارد
در مورد احکام شرعي، امام صادق مى فرمايد: «ليس فيه شيء من الحلال و الحرام...؛ چيزى از حلال و حرام- احکام- در آن نيست.» (50)
● محتواى اثبات شده
روايات- به گونه تفصيل- تمام محتواى مصحف فاطمه را ذکر نکرده، بلکه عنوان ها يا برخى سخنان را بيان نموده اند. اين روايات در منابع مختلفى پراکنده است و ذکر مى کنند در مصحف فاطمه اين مطالب آمده است:
1- مقام عظيم پيامبر صلى الله عليه وآله (51) (و يخبرهاعن ابيها و مکانه).
2- آينده ذريه حضرت زهرا عليهاالسلام (52) (و يخبرها بمايکون بعدها فى ذريتها).
3- حوادثى که رخ خواهد داد (53) (ولکن فيه علم ما يکون؛ ففيه ما يکون من حادث) مثلا «تظهر الزنادقة فى سنة ثمان و عشرين و مائة؛ زنادقه در سال 123 به ظهور مى رسند.»
4- نامهاى انبيا و اوصيا (54) (ما من نبى ولا وصى الا و هو فى کتاب عندي).
5- اسامى پادشاهان و پدرانشان (55) (و اسماء من يملک الى ان تقوم الساعة؛ ليس من ملک يملک [الارض] الا و هو مکتوب فيه باسمه و اسم ابيه).
6- وصيت حضرت زهرا عليهاالسلام (56) (و ليخرجوا مصحف فاطمة؛ فان فيه وصية فاطمة).
--------------------------------------------------------------------------------
1- مصدر مقاله / سايت تبيان
2- بحارالانوار، مجلسي، ج 26، ص 41، ح 73، چاپ دارالکتب الاسلاميه، تهران.
3- همان، ج 27، ص 371، ح 3.
4- اصول کافي، کليني، ج دوم، ص613 / بحارالانوار، ج 26، ص 39، ح 10.
5- صحاح تاج اللغة و صحاح العربيه، جوهري، ج 4، ص1383/ تاج العروس، زبيدي، ج 6، ص 161.
6- المصباح المنير، فيومى ص 197/ الفروق اللغويه، ابوهلال العسکري، ص 241، چ بصيرتي. قم.
7- مناهل العرفان، زرقاني، ج 1، ص394، چ دار احياء التراث، بيروت، 1412.
8- البرهان فى علوم القرآن، زرکشي، ج 1، ص 546، دارالکتب العلميه، بيروت 1403.
9- نوادرالاصول، ترمذي، ج 3، ص254، بيروت 1412.
10- المراجعات، سيد عبدالحسين شرف الدين، ص 521، تحقيق حسين الراضي، چاپ دارالکتب الاسلامي، ايران.
11- سيرة لائمةالاثنى عشر، سيد هاشم معروف الحسني، ج 1، صص96-97، چاپ دارالتعارف، بيروت.
12- اعيان الشيعه، ج1، صص13-314، چاپ الانصاف، بيروت.
13- مکارم الاخلاق و معاليها، خرائطي، ص43، چاپ مکتبة الاسلام العالمية، قاهره.
14- عوالم العلوم، عبدالله بحرانى اصفهاني، ج 11، ص 533، تحقيق موسسه امام مهدي، قم.
15- همان.
16- فروع کافي، کليني، ج3 ، ص 705، ح 2 تحقيق على اکبر غفاري، چاپ دارالاضواء، بيروت.
17- اعيان الشيعه، ج 1، صص314- 315.
18- سيرة الائمة الاثنى عشر، ج 1، صص96 - 97.
19- استنصار فى النفس على الائمة الاطهار، ص 13، چاپ دارالاضواء.
20- اصول کافي، ج 1، ص 532.
21- عيون اخبارالرضا، صدوق، ج 1، ص47،ح 7، چ رضا مشهدي، قم. 1363.
22- اصول کافي، ج 1، ص 527، ح 4 / کمال الدين، صدوق،ج 1، ص303.
23- همان، ج 1، ص311، تحقيق غفاري، چاپ موسسه نشر اسلامي، قم.
24- الارشاد، شيخ مفيد، ص262، چاپ بصيرتى قم کمال الدين، صدوق، ج 1، ص 312 بحارالانوار، ج 36، ص201.
25- تهذيب الاحکام، طوسي، ج 9، ص 144، ح 50، چاپ دارالاضواء، بيروت.
26- بحارالانوار، ج 103، صص 135- 136، ح 14.
27- همان.
28- اصول کافي، ج 1، ص24، ح 2 / بحارالانوار، ج 26، ص44، ح 77.
29- دلائل الامامه، ص 30، چ اعلمي، بيروت. 1403/ مسند فاطمة الزهرا، سيد حسين شيخ الاسلامي، ص 199، چ دارالقرآن الکريم، قم 1412.
30- رجال نجاشي، ج 1، ص 302.
31- معجم رجال الحديث، خويي، ج 4، ص 117.
32- بحارالانوار، ج 26، ص 39، حديث70.
33- اصول کافي، ج 1، ص 245، حديث2.
34- بصائرالدرجات، صفار، ص 153، ح 6 / اصول کافي، ج 1، ص241، ح 5.
35- بحارالانوار، ج 26، ص 46، حديث 94.
36- حج، آيه 75/ فاطر، آيه 1 / انعام، آيه 61/ اعراف، آيه 37 / هود، آيه 69/ حجر، آيه 15 / مريم، آيه 17- 19 و...
37- اصول کافي، ج 1، ص 314، چاپ قديمى چاپخانه الانصاف، بيروت.
38- سوره اعلى آيه 19.
39- بحارالانوار، ج 26، صص 41. 42، ح 73.
40- همان، ص 45، ح 30.
41- همان، ح 79.
42- همان، ص 43، ح 39.
43- همان، ج 47، ص 271، ح3.
44- همان، ص 46، ح 34.
45- همان، ج 26، ص 39، ح 10.
46- همان، ج 37، ص176 / روضةالکافي، ص 43، ح 13.
47- معجم رجال الحديث، ج 16، ص 127/ رجال نجاشي، ج 2، ص 269، ش 933.
48- الامام الصادق، حياته و عصره، ص 324، چ مطبعة احمد على مخيمره، مصر.
49- بصائرالدرجات، ص200، ح 2.
50- اصول کافي، ج1، ص390، ح 1.
51- بحارالانوار، ج26، ص 41، ح 72.
52- همان.
53- اصول کافي، ج 1، ص240، ح 2 / بحارالانوار، ج 26، ص 13، ح اول.
54- بحارالانوار، ج 47، ص32.
55- بحارالانوار، ج 26، ص 13، ح اول/ اصول کافي، ج 1، ص 242، ح 3.
56- اصول کافي، ج 1، ص 241، ح 4.
منبع:سایت مرجع عالیقدر ایت الله العظمی سید صادق شیرازی دام ظله